عجب زمانه ای شده ..
شرایط جوری شده که اول با گرمای کاذب و فریبانه روزگار..
و مکر زمانه ، از یادت میبرند ،زمانت را..
جوانه میزنی و گوهر درونی ات را می افشانی..
از لاک و پوسته سخت و زمخت منطق ات بیرون می آیی..
و لطافت و احساسات زیبایت را نمایان میسازی ..
اما باری،سرمای واقعیت های تلخ روزگار و زندگی جوانه هایت را میسوزاند ..
و تو بازیگری هستی که دیگر برگ برنده اش را،خیلی زودتر از موعدش بازی کرده ..
و دیگر در بهار جوانه هایش شکوفه نخواهند شد ..
دیگر بهار را نخواهد دید..
پس بیا باور کنیم به ققنوس بودن !
برچسب:
نویسنده: آرین کاشانی